شکوه :: امتياز تنباكو و حکم حکومتي
 
چت روم

وضعیت آب و هوا


اوقات شرعی

لینک دوستان
امتياز تنباكو و حکم حکومتي

امتياز تنباكو و حکم حکومتي

حكم تحريم تنباكو چه بود؟ چرا ميرزاي شيرازي با قرارداد امتياز تنباكو مخالفت كرد؟

Tanbakoo.jpgحكم تحريم تنباكو از مصاديق احكام حكومتي است كه در جهت رعايت مصالح جامعه اسلامي در عصر غيبت توسط مجتهد جامع الشرايط اتخاذ گرديد. تبيين دقيق اين موضوع نيازمند شناخت حكم حكومتي و ويژگي هاي آن از يكسو و همچنين توجه به شرايط زماني تحريم تباكو مي باشد كه در ادامه به اختصار مطالبي ارائه مي شود :
الف- حكم حكومتي و ويژگي هاي آن: «احكام حكومتي» تصميماتي است كه ولي امر، در سايه قوانين شريعت و رعايت موافقت آن ها به حسب مصلحت وقت گرفته، طبق آن ها مقرراتي وضع نموده، به اجرا در مي آورد، مقررات نام برده لازم الاجرا و مانند شريعت داراي اعتبار مي باشند، با اين تفاوت كه قوانين آسماني، ثابت و غيرقابل تغيير و مقررات وضعي، قابل تغيير و در ثبات و بقاء تابع مصلحتي مي باشند كه آن ها را به وجود آورده است و چون پيوسته، زندگي جامعه انساني در تحول و رو به تكامل است، طبعا اين مقررات تدريجا تغيير و تبدل پيدا كرده، جاي خود را به بهتر از خود خواهند داد.
بنابراين مي توان مقررات اسلامي را بر دو قسم دانست:
قسم نخست احكام آسماني و قوانين شريعت كه مواردي ثابت و احكامي غير قابل تغيير مي باشند و قسم دوم مقرراتي كه از كرسي ولايت سرچشمه گرفته، به حسب مصلحت وقت وضع شده و اجرا مي شود. (سيدمحمدحسين طباطبايي، بحثي درباره مرجعيت و روحانيت، مقاله «ولايت و زعامت»، صص 83_85)
در انديشه سياسي اسلام ولي فقيه داراي اختيارات تامي است كه مي تواند در تمام امور سياسي، اقتصادي، فرهنگي، قضايي و ...، حكم حكومتي كند و اطاعت از حكمش واجب است. بنابراين دايرهء اختيارات ولي فقيه در صدور حكم حكومتي گسترده و حتي آنچنان كه حضرت امام (ره) مي فرمايد: «حكومت، اهم احكام الهي است و بر جميع احكام فرعيه الهيه تقدم دارد» (صحيفه نور، ج 20، ص 170) و «حكم حكومتي از احكام اوليه است» (همان، ج 20، ص 174) و «به عناوين ثانويه محدود نيست» (جهت مطالعه كامل ر.ك: دين و دولت در انديشه اسلامي، محمد سروش، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1378، صص 614_670).
حكم حكومتي به پشتوانه مشروعيت اصل حكومت و ولايت و جايگاه ارزشي آن، همه احكام اولي و ثانوي و يا واقعي و ظاهري را در بر مي گيرد. يعني مجموعه احكامي كه براي حفظ كيان اسلام و نظام سياسي _ اجتماعي مسلمانان مفيد و تاثير گذار است مي تواند به عنوان اولي يا ثانوي اش با تشخيص ولي فقيه در قالب احكام حكومتي جعل و صادر شود و اجرايش بر همگان واجب گردد. (ولايت فقيه، جوادي آملي، ص 87-88)
به عنوان نمونه، امام راحل(ره) مي فرمايد: «حاكم مي تواند مسجد و يا منزلي كه در مسير خيابان است خراب كند... همچنين مي تواند هر امري چه عبادي و يا غيرعبادي كه جريان آن مخالف اسلام است از آن مادامي كه چنين است جلوگيري كند، حكومت مي تواند از حج كه از فرائض مهم الهي است در مواقعي كه مخالف مصالح كشور اسلامي است موقتا جلوگيري كند». (صحيفه نور، ج 20، ص 170_171)
بنابراين حكم حكومتي اختياري قانونمند و داراي ضوابط است كه در موارد خاصي كه اقتضا مي نمايد جهت حفظ و تأمين مصالح جامعه به حاكم اسلامي سپرده شده است .
ب - تحريم تنباكو : [1 جنبش تنباكو امتياز توتون و تنباكو يكى از امتيازاتى است كه در جريان سومين و آخرين سفر ناصرالدين شاه به فرنگ به ماژور جرالد تالبوت، تبعه يهودى دولت انگليس، واگذار شد. اين امتياز كه در سال 1269ه‍ . ش / 1890م در شهر برايتُن انگليس در پانزده فصل و به مدت پنجاه سال و با پرداخت رشوه كلان به شاه، صدراعظم و دربار(38) به امضاء رسيد، شامل خريد، فروش، براى انتفاع از امتياز تنباكو تأسيس كردند (شركت سلطنتى تنباكو يا كمپانى رژى ) از معافيت حقوق، عوارض گمركى و ماليات توتون و تنباكو در طى مدت قرارداد، برخوردار شدند. در عوض صاحب امتياز پرداخت سالانه پانزده هزار ليره استرلينگ 14 عايدات خالص را به دولت ايران تعهد كرد.(39) مردم به رهبرى علما به مخالفت با اين امتياز دست زدند، علت اين مخالفت به زيان هايى بر مى گشت كه امتياز رژى براى ايران به همراه داشت . اين زيانها عبارت بودند از:
الف) زيان اقتصادى: زيرا سود شركت انگليسى از اين قرارداد بسيار زياد بود و علاوه بر آن، يك پنجم تجّار ايرانى و بسيارى از مردم؛ كار خود را از دست مى دادند.
ب) خطرات سياسى: دفتر اصلى شركت رژى در تهران، به صورت قلعه مستحكمى درآمده و براى خود در سراسر كشور سربازانى فراهم آورد. همچنين تعداد زيادى زن و مرد انگليسى را به بهانه كمك به شركت و در واقع براى تبليغ دين مسيح (ع ) به ايران گسيل كرد.(40) در نتيجه بيم آن مى رفت كه آنها قصد تسلط بر ايران را داشته باشند.(41)
رهبرى مخالفان قرارداد رژى، با روحانيت بود. نخستين مخالفت ها در تهران به رهبرى ميرزا حسن آشتيانى صورت گرفت، آنگاه دامنه اين مخالفت ها به شهرهاى ديگر گسترش يافت. در شيراز سيدعلى اكبرفال اسيرى مانع از ورود نمايندگان كمپانى به شهر شد، و در نتيجه ناصرالدين شاه او را به بصره تبعيد كرد. ميرزا آقا جواد از شاگردان شيخ مرتضى انصارى رهبرى قيام مردم تبريز را بر عهده داشت و به هدايايى كه شاه براى انصرافش در مخالفت با قرارداد فرستاد، اعتنايى نكرد. در اصفهان آقانجفى مجتهد، فروش تنباكو را حرام كرد. در مشهد شيخ محمد تقى بروجردى و حاج حبيب شهيدى تظاهرات عليه امتياز به رغم مخالفت هاى گسترده مردمى، شاه حاضر به لغو امتياز نبود. در نتيجه علما و مردم از ميرزا حسن شيرازى (معروف به ميرزاى بزرگ) مرجع شيعيان جهان كه در شهر سامراى عراق ساكن بود، استمداد طلبيدند. ميرزاى بزرگ در پى نامه ها و تلگراف ها و مراجعات علما و مردم ايران و بويژه نامه تاريخى سيد جمال الدين اسدآبادى از زيان هاى امتياز آگاه شد و در دو وهله مخالفت خود را با امتياز رژى از طريق ارسال تلگراف و نامه به شاه اعلام كرد و پس از آنكه از اين اقدامات نتيجه اى نگرفت، در آذر 1270 ه‍.ش فتوايى به اين شرح صادر كرد. (بسم اللّه الرحمن الرحيم. اَلْيَوْمْ استعمال تنباكو و توتون باَىِّ نَحْوٍ كانَ در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه عليه است)(42) فتواى مرجع شيعيان جهان به سرعت در سراسر ايران منتشر شد. در پى آن استعمال توتون و تنباكو در همه ايران، حتى در حرمسراى شاه متوقف گرديد و مخالفت مردمى عليه امتياز تا ارگ شاه با فرياد (ما شاه نمى خواهيم) گسترش يافت. سرانجام ناصرالدين شاه كه تأثير فتواي ميرزاي شيرازي را در تحريم تنباكو ديده بود، به فكر تسليم و لغو امتياز افتاد. از اين رو، در حالي كه دو هفته از صدور حكم تحريم گذشته بود، در 25 اردي‏بهشت 1270 فرمان لغو امتياز تنباكو را به كمپاني رژي صادر كرد و دولت ايران، به پرداخت جريمه به آن كمپاني مجبور شد. اما اين پيروزى جبروت پادشاهى را در هم شكست و افسانه شكست ناپذيرى شاه را در هم ريخت و بر شهامت مردم براى دست زدن به اقدامات بعدى چون ترور ناصرالدين شاه و انقلاب مشروطه افزود.(43)
بخشي از سخنان امام خميني درباره علل و عوامل پيروزي نهضت تنباكو چنين است : هميشه علما و زعماي اسلام ملت را نصيحت به حفظ آرامش مي كردند. خيلي از زمان ميرزاي بزرگ مرحوم حاج ميرزا محمد حسن شيرازي نگذشته است، ايشان با اين كه يك عقل بزرگ متفكر بود و در سامره اقامت داشت، در عين حالي كه نظرشان آرامش و اصلاح بود، لكن وقتي ملاحظه كردند براي كيان اسلام خطر پيش آمده است و شاه جائر آن روز مي خواهد به وسيله كمپاني خارجي اسلام را از بين ببرد، اين پيرمرد كه در يك شهر كوچك نشسته و سيصد نفر طلبه بيشتر دورش نبود، ناچار شد سلطان مستبد را نصيحت كند، مكتوبات او هم محفوظ است، آن سلطان گوش نمي داد و با تعبيرات سو و بي ادبي به مقام شامخ عالم بزرگ روبرو شد، تا آنجايي كه آن عالم بزرگ مجبور شد يك كلمه بگويد كه استقلال برگردد... قضيه تنباكو در زمان مرحوم ميرزا به اينها فهماند كه با يك فتواي يك آقايي كه در يك ده در عراق سكونت دارد يك امپراتوري را شكست داد و سلطان وقت هم با همه كوششي كه كرد براي اينكه حفظ كند آن قرارداد را نتوانست حفظ بكند و مردم ايران قيام كردند و شكستند آن پيماني كه آنها داشتند. اين يك تجربه اي شد براي آن ها كه ببينند كه يك آقايي در يك ده وقتي يك كلمه مي نويسد كه : امروز استعمال تنباكو در حكم محاربه با امام زمان است و اين موجش مي آيد همه ايران را فرا مي گيرد به طوري كه شاه مستبد با آن قدرت را مي كوبد، قلم اين آقا مي كوبد آن سرنيزه هاي آن روز را. اينها فهميدند كه بايد اين قدرت را بگيرند، تا اين قدرت زنده است نمي گذارند كه اينها هر كاري دلشان مي خواهد بكنند. قريب صد سال سابق ديدند كه يك پيرمردي در يكي از دهات عراق « سامره » وقتي كه ديد ايران در معرض فشار خارجي ها هست و آن قرارداد ننگين را در آن زمان بسته بودند، اين پيرمرد كه در كنج يك ده بود يك سطر نوشت و همه قواي خارج و داخل نتوانستند در مقابل اين يك سطح استقامت كنند. آن، مرحوم ميرزاي بزرگ بود ـ رحمه الله ـ كه در سامره تحريم كرد تنباكو را، براي اينكه تقريبا ايران را در اسارت گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباكو و ايشان يك سطر نوشت كه تنباكو حرام است. حكم مرحوم ميرزاي شيرازي در حرمت تنباكو چون حكم حكومتي بود، براي فقيه ديگر هم واجب الاتباع بود. و همه علماي بزرگ ايران ـ جز چند نفرـ از اين حكم متابعت كردند. حكم قضاوتي نبود كه بين چند نفر سر موضوعي اختلاف شده باشد، و ايشان روي تشخيص خود قضاوت كرده باشند، روي مصالح مسلمين و به عنوان «ثانوي» اين حكم حكومتي را صادر فرمودند و تا عنوان وجود داشت، اين حكم نيز بود. ميرزا، يك آقاي مرجع بود در يك دهي از عراق، او نمي توانست كه خودش يا طلبه هايي كه آنجا دارند بسيج كنند براي مقابله با آن سلطنت استبدادي. او حكمي فرمود، علماي بلاد هم نمي توانستند خودشان راه بيفتند و اين استبداد سياه را بشكنند. اين بازار و ملت بود كه پشتيباني از مراجع خودشان مي كردند، از علماي خودشان مي كردند و آنهايي كه به راه استبداد مي رفتند، آنها را به زمين مي زدند»(صحيفه امام خميني ، جلد اول ، ص 114 ، جلد 8 ، ص 451 و 452 و جلد 17 ، ص 270 و 271 )


تاریخ انتشار: 1395/06/06 || بازدیدها: 0
نظرات

پست نظرات
نام:


ایمیل:


عنوان:


نام سایت:


نظرات:

كد:



پانل کاربران
فراموشی کلمه عبور
عضویت
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آمار سایت

» بازدید امروز : 3
» بازدید دیروز : 0
» بازدید هفتگی : 3
» بازدید ماهیانه : 6
» بازدید سالانه : 35
» کل بازدیدها : 507